بسم الله الرحمن الرحیم
درسلسله مقالات (ستیز با سپاه شیطان)، قصد است به برخی از شبهات رایجی که وهابیون بر علیه تشیع نشر داده انده پاسخ داده شود.
باشد که در تشخیص نور از ظلمت پیروز باشیم.
شبهه 1 : بسیاری از بزرگان اصحاب با اهل البیت(علیه السلام) پیوند خویشاوندی بر قرار کرده اند، و حال این شبهه مطرح است، آیا این به منظور محبت و دوستی اهل البیت (علیه السلام) با ایشان است؟

پاسخ:
در اینجا یاد آوری دو نکته ضروری است:
1.پرسشگر در طرح این پرسش، تفکر قبیله ای دارد که می گوید: ازدواج صحابه و اهل البیت با یکدیگر، نشانه ی کمال الفت و دوستی میان آنها بوده است، چنان که در میان قبایل عرب, ازدواج نشانه ی الفت و صمیمیت میان دو قبیله است.
 
در حالی که مساله اختلاف، میان اهل البیت و برخی از صحابه (نه همه)، نه اختلاف قبیله ای، بلکه اختلاف عقیدتی و به یک معنی، رفتاری بوده است.
 
و به دیگر سخن، اگر اختلاف خاندان رسالت با گروه های دیگر اختلاف سیاسی یا مالی بود، می گفتیم دختر دادن و دختر گرفتن نشانه ی آن است که مواضع هر دو گروه به هم نزدیک شده و دست الفت به یکدیگر داده اند.
 
اختلاف آنان بر سر یک مساله اساسی، و آن رهبری جامعه پس از رحلت یا شهادت حضرت رسول(ص) بود. این اختلاف اساسی هرگز با چند ازدواج موردی از میان نمی رود.
 
پس ازدواج دو سه نفر از فرزندان حسین بن علی(ع) یا حسن بن علی(ع) با چند تن( یا نواده های خلفا یا همدستان آنها)، دلیل بر آن نیست که آنها در تمام مسائل عقیدتی ، فقهی و سیاسی با  هم اشتراک نظر داشتند.
 
در عراق ازدواج میان خوانواده های سنی و شیعی فراوان است، ولی هرگز این دلیل بر آن نیست که خوانواده هر یک از زوجین، پذیرای عقیده ی دیگری شده است.
 
خلیفه سوم دارای همسری مسیحی به نام نائله بود، آیا این دلیل بر این امر است که عثمان مسیحی بود؟!(1)
 
2. این ازدواج بر یک اصل قرآنی استوار بوده و آن این که: (أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى)،
 ترجمه: هیچ کس بار گناه دیگرى را (در قیامت) بر دوش نمی کشد(2).

 اگر نیاکان زوج یا زوجه نسبت به خاندان رسالت بی مهری کرده و بر دخت گرامی پیامبر ستم روا داشته اند، دلیل نمی شود که نوه و نبیره های آنان در این جرم شریک باشند، زیرا هر کس مسئول اعمال خویش است.
گذشته از این، در برخی از موارد ازدواج هایی انجام می گرفت که سپر فشار و بلا باشد. حاصل آن که نوع پیوند هارا نمی توان دلیل بر وحدت عقیده گرفت.
 
پی نوشت:
1)البدایه والنهایه،ج7،ص153
2)النجم:38
 
منبع: مصاف